X
تبلیغات
رایتل

Forbidden blog
♥_=_♥ 
قالب وبلاگ

به به به به!!!!!!!!

دوستای خوشمل جیگر من حالشون چطوره؟

 

اول خودتون سلام کنین تا من جواب بدم اخه جواب سلام واجمه سلام کردن که واجب نیست!    
وای بچه ها ما رفتیم شمال جاتون خالی عالیییییییییییییییییییییی بود.

ما 3 روز اون جا بودیم من خاطرات دیشبو میگم:  

 

صبح که از خواب بیدار شدیم رفتیم استارا. (با عموم اینا اومده بودیم.کلا اون 3  

روز خونه ی اونا بودیم!)  

 

بچه ها یه نصیحت از من به شما کلا با مامانتون نرید خرید!پدر,برادر,خواهر,مامان بزرگ,بابا بزرگ,عمه,خاله,دختر عمو,پسر عمو و....

اصلا ایلی بیاین اما مامانتونو نیارین یعنی بیچارم کرد 

 

اخه سلیقه ی منو مامانم خیلی فرق داره.اون معتقده برای عروسی باید برام  یه  

پیرن گل گلی گله گشادی که رنگش روشن باشه بخره اما من یه پیرن تنگ با رنگ قرمز جیغ دوس دارم.

  

بگذریم که چقدر منو گردوند و اخرش هیچ کدوم با هم به توافق  

 

نرسیدیم  

 

برای ناهار به یه جای بسیاااااار  مزخرف رفتیم که غذاش به درد عمش می خورد.مرغش از سنگ سفت تر بود. 

 

از این هم بگذریمای خدااااااااااااااا...... 

 

بعد از این همه ماجرا بالاخره شب رسیدیم خونه.علی(داداشم)ومحمد 

  

(پسر عموم) عین همیشه با هم پاسور بازی کردن و منو امیرحسینو  

(اون یکی پسر عموم)تو بازی راه ندادن.در نتیجه منو اون هم داشتیم عین گاو به هم نگاه میکردیم.کصافطا

 

با این اوضاع روز خوبی بود!! 

هان راستی بچه ها!با یک روز تاخیر عید شما مبارک! 

[ دوشنبه 30 مرداد‌ماه سال 1391 ] [ 04:39 ب.ظ ] [ نیکی ] [ نظرات (3) ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 33655